الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
182
الغدير ( فارسي )
و واهى با اجازه روايت مىكند و خدا را سپاس مىبرد كه سخنى نامربوط و بى جا گفته و به پروردگارش و به پيامبرش ( ص ) دروغ بسته و بهتان آورده است ! پناه بر خدا از روايت بىدرايت ، و از نقل بىتدبر و بىتعقل . در سند روايت ، نام احمد بن على بن سهل مروزى آمده است . خطيب بغدادى در تاريخش شرح حالى از وى آورده ، اما كلمه اى در تمجيدش ننوشته پندارى از او جز نامش را نمىدانسته است ( 1 ) . و ذهبى در « ميزان الاعتدال » از او ياد كرده و حديثى از وى نوشته مىگويد : ابن حزم اين را آورده و گفته كه « احمد » مجهول و ناشناس است ( 2 ) . همچنين نام محمد بن حميد - ابو عبد اللَّه رازى تميمى آمده است . يعقوب بن شيبه مىگويد : روايات نامعلوم و زشت بسيار دارد . بخارى مىگويد : در رواياتش بايد دقت و احتياط كرد . نسائى مىگويد : مورد اعتماد نيست . جوزجانى مىگويد : بد مسلك و غير قابل اعتماد است . فضلك رازى مىگويد : از ابن حميد پنجاه هزار روايت نوشته دارم كه كلمه اى از آن را براى ديگران نقل نمىكنم و نمىآموزم . صالح اسدى مىگويد : هر گاه روايتى از سفيان به او مىرسيد آن را به مهران نسبت مىداد و هر وقت روايتى از منصور مىرسيد به عمرو بن ابى قيس نسبت مىداد . آنگاه مىافزايد : ابن حميد هر چه براى ما روايت مىكرد او را متهم به دروغ مىكرديم . و در جاى ديگر مىگويد : رواياتش را زياد مىكرد ، و كسى را نديدهام كه بيش از او در دروغ بستن به خدا گستاخ باشد ، روايات مردم را مىگرفت و بهم در مىآميخت و زير و رويش مىكرد . و نيز مىگويد : نديدهام كسى در دروغسازى ماهرتر از دو نفر باشد يكى سليمان شاذكونى كه محمد بن حميد همهء رواياتش را حفظ مىكرد و مىآموخت . محمد بن عيسى دامغانى مىگويد : چون هارون بن مغيره درگذشت از محمد بن حميد تقاضا كردم همهء احاديثى را كه از ( هارون بن مغيره ) شنيده برايم بياورد ، او طومارهائى پيشم آورد و برشمردم و ديدم همه اش سيصد و شصت و چند حديث است . جعفر مىگويد : ابن حميد بعدها
--> ( 1 ) - تاريخ بغداد 4 / 303 . ( 2 ) - لسان الميزان 1 / 222 .